افراطی

این تارنما نوشته های یک افراطی بی سواد، متحجر، بی منطق و ... می باشد که دوست دارد با دیگران تبادل نظر کند.

افراطی

این تارنما نوشته های یک افراطی بی سواد، متحجر، بی منطق و ... می باشد که دوست دارد با دیگران تبادل نظر کند.

افراطی

بسم الله الرحیم الرحمن
حتما باید برای خیلی ها جالب باشد کسانی که در دستگاه رسانه ای ما جریان های افراطی، بی منطق، دگم، بی سواد، منزوی، خشونب طلب و با انواع اقسام ناسزاهای دیگر شناسانده می شوند چگونه فکر می کنند؟ چه نظام فکری و ارزشی موجب می شود که آنها این کنش ها را انجام دهند؟ و در یک کلام حرف حسابشان چیست؟
این طرف من هم که یکی از آن افراطی ها پر و پا قرص هستم که عاشق مباحثه و تبادل نظر می باشم و اگر خدا بخواهد از این رسانه با هم گفت و گو کنیم.
یا علی _ افراطی بی سواد

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ولایت فقیه» ثبت شده است

پیام ثریا برای دوست و دشمن

بسم  الله الرحمن الرحیم


    ثریا نام برنامه ایست که با شعار «دیدبانی برای پیشرفت ایران» که از اسفند سال 90 تا کنون 102 از شبکه یک سیما پخش شده است. سوژه های برنامه نیز مطابق شعارش مربوط به مقولات استراتژیک کشور می باشد.


نشان برنامه ثریا

 

   آخرین قسمت این برنامه 21 آبان و مطابق هر هفته چهارشنبه ساعت 19:40 پخش شد که امیدوار کسی آن را از دست نداده باشد. موضوع این هفته برنامه توان موشکی ایران بود که در مستندی تحت عنوان «7 دقیقه تا اسرائیل» به نمایش گذاشته شد. این مستند را می توان دنباله مستند های  « شکار روباه»، « رودررو با شیطان 1»، «رودررو با شیطان 2» و قسمت قبلی برنامه(102) که با حضورسردارفدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و فرزندان شهیدان نادر مهدوی و بیژن گرد به بررسی توانمندی وضعیت نظامی ایران در خلیج فارس به اجرا در آمد.


رو در رو با شیطان


رو در رو با شیطان


نبرد ایران با آمریکا


   این مستندها حاوی تصاویر و فیلم های هستند که دارای حیطه بندی بوده و دسترسی به آنها برای هیچ مستندی سازی بدون خواست نهادهای نظامی امکان پذیر نیست. از طرفی اطلاعات و اسنادی در این مستندها افشا می شود که تا پیش از این فقط به صورت مختصر و بدون پوشش رسانه ای در برخی از محافل و از برخی اشخاصی که به صورت محدود به این مسائل اشاره می کردند پوشش داده می شد.


سربازان انگلیسی


    آنچه که روشن است این سری از برنامه ها نه از جنس برنامه هاییست که برای پرکردن آنتن و نه یک برنامه تلویزیونی ست که بدون هیچ هدف خاصی برای سرگرمی و تفریح ساخته می شود. این برنامه، برنامه ای استراتژیک است که حاوی پیام ها و به نوعی می توان گفت جلوه رسانه نظام جمهوری اسلامی ایران است. نقش این قبیل برنامه ها شبیه به نقشی ست که کلیت شبکه cnn برای وزارت خارجه ایالات متحده و bbc  برای امپراطوری بریتانیای صغیر به عهده دارند. در اینجا این نکته حاشیه مطرح می شود که چرا نظام ما از داشتن رسانه ای که به مثابه یک روابط عمومی پیشرفته برای آن تلقی شود محروم است.


سردار فدوی




   حال به این پرسش می رسیم که این مستندها برای چه کسانی چه پیام هایی را به صورت رسانه ای مخابره می کند؟

    

« من همین جا به این مناسبت، این جمله را عرض بکنم: حکام بحرین ادعا کردند که ایران در قضایای بحرین دخالت میکند. این دروغ است. نه، ما دخالت نمیکنیم. ما آنجائی که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. اما اینکه حالا حاکم جزیره‌ی بحرین بیاید بگوید ایران در قضایای بحرین دخالت میکند، نه، این حرف درستی نیست؛ حرف خلاف واقعی است. ما اگر در بحرین دخالت میکردیم، اوضاع در بحرین جور دیگری میشد!»

خطبه های نماز جمعه 14/11/90



    کمک همه جانبه ایران به لبنان و بالاخص جنبش حزب الله تا پیش از این نیز از دید هیچ ناظر سیاسی پوشیده نبود. تا آنجا که در دیدار با مقام ولایت از ایشان بدلیل کمک به ملت لبنان تشکر می کند(دیدار رئیس جمهور لبنان و هیأت همراه با رهبر انقلاب) ولی هیچ مسئول ایرانی به صورت رسمی نه از حضور بلکه حتی از پیشتیبانی نیز صحبت نمی کرد و بیش تر پیرامون مقاومت مردم لبنان، نقش هدایت فکری انقلاب اسلامی و تاثیر روانی آن، دعوت از دولت های اسلامی و عربی برای حمایت از مبارزه با اسرائیل و مسائل از این دست سخن رانده می شد.( منتخبی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد «شکست اسراییل از حزب‌الله لبنان» )


مقام معظم رهبری و سید حسن نصرالله



   آنچه که در دهه فجر سال 90 در گیرو دار بیداری اسلامی اتفاق افتاد اعلام موضوع رسمی نظام جمهوری اسلامی مبنی بر: «ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم» و «هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم». 



البته ایشان پیش از این نیز اشاره کرده بودند:« حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با اشاره به حمایت‌های همیشگی ملت ایران و نظام اسلامی از هر حرکت عدالت‌طلبانه و ضد استکباری افزودند: هرجا حرکتی علیه امریکا و صهیونیسم روی دهد و هر ملتی که بر ضد دیکتاتوری بین‌المللی امریکا و دیکتاتورهای داخلی قیام کند با حمایت ملت فهیم ایران روبرو خواهد شد.» (دیدار با مسئولان نظام 9/4/90 )


قاسم سلیمانی و مقام ولایت



   ولی این اعلام موضع صریح پیامی برای دوطرف داشت. طرف مقابل باید می فهمید که حریف از موضع انفعال خارج شده و حربه تحریم دیگر فشار اقتصادی نه تنها جمهوری اسلامی را از نیل به هدفش بازنداشته بلکه آنرا مصمم تر کرده و انگیزشی قوه در آن پدید آمده آنهم در شرایطی که حکومت های دست نشانده عربی در بیداری اسلامی و خود امریکا در جنبش وال استریت قرار دارد.







    روی دیگر این سخن مردمی ست که با شنیدن این سخن به وجد آمده و تکبیر می گویند. این طرف نیز مردمی که از فشارهای اقتصادی و نابسامانی های موجود که حاصل درگیری گروهای سیاسی به ظاهر انقلابی می باشند؛ مردمی که مسئولین آمریکایی به صراحت اذعان دارند که هدف از تحریم ها و فشارهای اقتصادی نا امید کردن آنهاست. روی دیگر این اعلام موضع هشدار باش به مسئولینی می دهد که به جز دعواها و بازی های بچگانه و چندش آوری جناهی دغدغه خاطر دیگری ندارند. کسانی که ظاهری انقلاب از خود به نمایش می گذارند و خود را پیرو تفکرات امامی می دانند قائل به رسالتی جهانی برای ملت و دولت ایران بود.


این رویه به شتابی بالا ادامه پیدا کرد. یعنی ابراز دشمنی  نظام جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی .

و اما مهمترین جمله سال ۹۲ از نظر مردم:

    در هفته‌های پایانی سال پیش، سران رژیم صهیونیستی در ادامه تهمت‌های بی‌اساس درباره برنامه هسته‌ای نظامی ایران، بارها جمهوری اسلامی را به حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای تهدید میکردند و دامنه این تهدیدها روز بروز گسترده تر میشد؛ رهبر انقلاب در اولین سخنرانی عمومی سال ۹۲ در مشهد مقدس پاسخ این تهدیدها را اینگونه دادند: «اگر غلطی از آنها [سردمداران رژیم صهیونیستی] سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد.»





    با رویکار آمدن یک دولت سازشکار و غرب گرا در ایران  زمزمه ها  زمزمه های سازش ایران با آمریکا و کوتاه آمدن از مواضع امام خمینی رحمة الله علیه بیشتر در فضای رسانه های غرب زده شیوع پیدا کرد و اینجا بود که مقام ولایت افکار را متوجه دشمنی ژرف ایران با امریکا بر سر یک موضوع غیر قابل صرف نظر کردند؛ یعنی دشمنی ایران با سگ هارمنطقه  رژیم حرام زاده و صهیونیستی.(+ ، + و + )




   این مواضع باعث شد که اصطلاحی مانند «موشک های اسرائیل زن» ایران بر سرا زبان ها بیفتد. با کمال تاسف باید گفت که مسئولین ایران در فضای جنگ روانی نتوانستند تبلیغات و جلوه مناسب این مواضع را در رسانه ها منتشر کنند. برنامه ای مانند ثریا و مستندی مانند 7 دقیقه تا اسرائیل از این حیث بسیار قابل تامل است. این مستند را فقط مردم ایران نمی بینند بلکه شاید مخاطبین اصلی این برنامه ها مسئولین امنینتی نظامی اسرائیل و دیپلمات های غربی باشند. شبیه سازی که در این مستند به نمایش درآمد ساخته صدا و سیما نبود بلکه ساخته نیروی هوا فضای سپاه بود که به خوبی این پیام را به طرف مقابل می رساند که حتی نقاط حمله احتمالی ایران از مدت ها پیش معلوم است.







   در پایان آرزومندم علاوه بر مقامات رژیم حرامزاده صهیونیستی مسئولین و دیپلمات های غرب زده و واداده کشور ما نیز به دقت این مستند را تماشا کنند ...

چرا علامه مصباح

بسم الله الرحمن الرحیم

    یونس ابن یعقوب – یکی از اصحاب حضرت صادق (علیه السلام) - نقل می‌کند که:

    نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که مردی از اهل شام پیش حضرت آمد و گفت: من علم کلام و فقه و فرائض(1) می‌دانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده‌ام.

    امام به من گفتند: بیرون برو و هر کس از متکلمین را دیدی بیاور.

    ... حمران ابن اعین، احول، هشام ابن سالم و قیس ابن ماصر، که همه متکلم و از اصحاب امام بودند، در خیمه حاضر شدند. پس از مدتی هشام بن حکم نیز وارد شد. هشام در آغاز جوانی بود و همه اصحاب از او بزرگتر بودند. امام صادق (علیه السلام) او را به نزد خویش دعوت کردند و برایش جا باز نمودند و فرمودند: هشام با دل و زبان و دستش یاور ماست...

     از حسن بن ابراهیم از یونس بن یعقوب روایت مى‏کند که: در نزد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام جماعتى از اصحاب بودند که از آنجمله حمران بن أعین و محمّد بن نعمان و هشام بن سالم و طیّار و جماعتى که در میان آنان جوانى برومند بنام هِشام بن حَکَم [1] بود.

    حضرت به هشام بن حکم فرمودند اى هشام! آیا خبر مى‏دهى به ما از آن مناظره و مکالمه‏اى که بین تو و بین عمرو بن عبید واقع شد؟

    هشام گفت: یا بن رسول الله مقام و منزلت تو بالاتر از آنست که من در مقابل شما لب بگشایم، و مناظره خود را باز گویم، من از شما حیا مى‏کنم و در پیشگاه شما زبان من قادر به حرکت و سخن گفتن نیست.

    حضرت فرمودند: زمانیکه شما را به کارى امر نمودیم باید بجا آورید!

    هشام در این حال لب به سخن گشود و گفت داستان عَمرو بن عُبید و جلوس او در مسجد بصره و گفتگوى او با مردم به من گوشزد شد، و بر من بسیار ناگوار آمد؛ براى ملاقات و مناظره با او حرکت نموده و به بصره وارد شدم...

 

    تجسیم به‌معنای اطلاق جسم بر خالق هستی، یکی از مفاهیم جنجالی کلام اسلامی است. در باب پیشینة تاریخی تجسیم و نفوذ اندیشه‌هایی از این دست باید گفت تجسیم در اندیشة فرق دیگر مجال بروز و ظهور بیشتری داشته است، اما معتزلیان نخستین به هشام‌بن حکم، متکلم بزرگ عصر امامت نسبت تجسیم داده‌اند. این نسبت کانون توجه فرق‌نگاران غیرشیعی و نیز برخی محدثان شیعی قرار گرفته و آن را در آثار خود آورده‌اند. باتوجه به نوشته‌ها و آثار و مباحثات پیشین کلامی، باید معتزله را نخستین نسبت‌دهندگان دانست. در علل و چرایی این نسبت، برخی محققان به انگیزه‌ها و رقابت و کینه‌جویی معتزله اشاره کرده‌اند. ادعای معتزله علاوه بر منابع غیرشیعی، بر آثار شیعی نیز اثر گذاشته است. پیامد این نسبت را می‌باید ابهام در شخصیت هشام شمرد. برای نمونه دست‌کم بیش از پنج روایت در اصول کافی و روایاتی در ‌توحید صدوق و رجال کشی، در زمینة نسبت تجسیم به هشام وارد شده است. دربارة هشام کمتر نوشته و یا پژوهشی را می‌توان یافت که به اثبات و یا نفی این موضوع نپردازد.

منبع: نقش معتزله در تخریب شخصیت هشام ابن حکم و نسبت دادن تجسیم به او و تأثیرآن بر محدثان شیعی



    بعد از دوران سازندگی که اداره کشور به دست لیبرال های غرب زده افتاده بود این بار دیگر نوبت به آن رسید که انقلاب را از ریشه بزنند و آن هم با استحاله ایدئولوژیک نظام. انقلاب رفرمیستی که در اتحادیه جماهیر شوروی افتاد خوابی بود که برای جمهوری اسلامی نیز دیده شد. اصلاح طلبی نه به معنی اصلاح نواقص اجرایی و ساختاری نظام بلکه به معنای اصلاح ایدئولوژی نظام یعنی «ولایت فقیه».

  علی رقم همه برنامه ریزی های منسجم و حساب شده طراحان نقشه آنها به ثمر ننشست. فقط به یک دلیل «هوشیاری رهبر انقلاب».


مقام معظم رهبری



  طراحان به خیال خود همه را در غفلت می دیدند غافل از این که رهبر انقلاب همه نقشه های آنها را رصد می کرد و اقدامات متناسبی انجام دادند. البته با مقایسه توان و پشتکار طراحان و از این طرف حجم کمی مدافعان انقلاب اسلامی می شود عبور از و بلکه پیروزی در این کارزار را چیزی شبیه معجزه توصیف کرد.


   در این مقطع آن کس که به فریاد «أین عمار» رهبری پاسخ داد «علامه مصباح یزدی » بود. تقریبا از این  زمان بود که علامه مصباح به عنوان یک شاخص در بین نیروهای فکری درآمد. با حمایت های و تعریف و تمجید رهبری از ایشان و همچنین میدان داری شاگردان ایشان در بین نیروهای طرفدار ولایت فقیه و از طرف دیگر توهین و تخریب های مکرر بعلاوه ترور شخصیت سنگین ایشان از سوی عناصر جبهه مقابل «رایة السلام» انقلاب ما شناخته شد.



علامه مصباح یزدی



علامه مصباح یزدی



   پرسش این است که نقش حضرت علامه در انقلاب ما چیست؟ به عبارت دیگر دلیل این جبهه بندی بر سر ایشان چیست؟ زیرا ایشان از طرفی توجه رهبر انقلاب را به خود جلب کرده است و از طرفی دشمنی اغیار.

   پاسخ این پرسش را می توان از سیره رفتار امام صادق (علیه السلام) نسبت به جناب «هشام ابن حکم» دریافت. یک متکلم که کم سن و سال ترین شاگرد است بیشترین احترامات را از جانب حضرت متوجه می شود. آری یک متکلم یعنی کسی که مفاهیم وحیانی و معرفتی دینی را به صورت عقلی اثبات می کند و سپس آن را به صورت گفتمانی در بین توده ها منتشر می کند. سیره رفتاری امام صادق (علیه السلام) نه از روی تعارف های قراردادی رایج بین ما بلکه نمایان گر معیار دینی ست. رفتار ایشان به هر کس نشان از اهمیت جایگاه شخصی و نوعی وی در دین دارد.

   شخصیت های به مانند جناب هشام و علامه مصباح هیچگاه از تیغ تیز حسادت ها و کینه ها مصون نمی مانند. دشمن بخوبی می داند که برخورد سخت با اینگونه شخصیت ها نتها موجب کاستی از شأن منزلت و نفوذ کلام آنها نمی شود بلکه موجب رسوایی خودش می گردد. به همین دلیل به ترور شخصیت روی می آورد. خیلی پیش تر از امثال هاشمی رفسنجانی بودند گروههای منسجمی که شب روز به تخریب ایشان می پرداختند ولی« و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک على کل شى ء قدیر» (آل عمران 26)